اولین باران

 

فردا یکی از بهترین روزهای زندگی خواهد بود ، گلها خواهند خندید و بوی خاک و چمن حیاط خانه را پر خواهد کرد .
این اولین باران بهاری است که از راه رسیده.
خسته بودم ، خواب بودم ، غروب خوابم گرفت ، بوی باران بیدارم کرد ... هنوزم کمی خواب آلودم .
انگار که مستم ...
دلم میخواهد از باران عکس بگیرم ولی مگه میشه از بارون هم عکس گرفت
مگه میشه از احساس عکس گرفت
بارونو باید حس کرد ، با تن لخت
چه شب زیبایی ...
بارون که بند بیاد مهتاب خانم پیداش میشه...
منتظر میمانم تا بیاد و لبخندشو تماشا کنم.

10 اکتبر 2010