میرزا قاسمی

 این روزها چقدر زندگی را برای خود پیچیده کرده ام !
امروز وقتی داشتم برمی گشتم خونه سر راهم از پمپ بنزین محل چند تا بادمجون خریدم، هوس میرزا قاسمی کرده بودم
گفتم میام میشینم یه آشپزی اساسی راه میندازم
ولی یه دوست دلشکسته میگه بیا چت کنیم
اونور دنیا نایب خدا یه چرندیاتی فرموده اند که نمیشه جوابشو نداد و نمیشه وارد سیاست نشد
اینور دنیا هم اوضاع چندان آروم نیس، یکی تهدید میکنه که اگه تا ده دقیقه دیگه نرم به دیدنش هرچه دیدم از چشم خودم دیدم
هر روز از شرکتهای کوفتی دم به دم اس ام اس تبلیغاتی میاد که فلان شد و بهمان شد و فلان و بخر و فلانو نخر و ...
اینجام که توی اینترنت این همه  حرفها و کلیپهای قشنگ مفت ریخته جلو پامون
این همه دوست قشنگ ،
این همه وظیفه ،
این همه تعهد ،
لابد آدم باید خیلی بی وجدان باشه که دلش فقط میرزا قاسمی بخواد!
...
اصلا مگه من بلدم که میرزا قاسمی درست کنم !؟ ... شاید بهترین کار این باشه که برم بنشینم پیش مهتاب خانم و قید همه چی را بزنم !