آذوقه زمستونی

آخ چه کیفی داره وقتی اینروزا بعضی دوستان دارن با سرمای ده درجه زیر صفر دست و پنجه نرم میکنن ما اینجا داریم حموم آفتاب میگیریم و با شورت و بی شورت راه میریم و به خدا و پیغمبر دهن کجی میکنیم

امسال درخت زردآلویی که گوشه حیاط کاشتمش کلی محصول داده ، از همون اول بهار تا به امروز منو پرنده ها و کرمها هی داریم ازش بهره مند میشیم، درخت بیرونی رو هم دیروز و پریروز آدمخورا ترتیبشو دادند البته اون زرد آلوهاش مثل این یکی خوشمزه نیستند
امروز دیدم دیگه این مهربون طاقت این همه بار را نداره و شاخه هاش از سنگینی دارن میشکنند
گفتم چکار کنم چکار نکنم ، رفتم همه زرد آلو ها رو چیدم و یکی یکی هسته هاشنو درآوردم و بعد پهن کردم رو مقوا و گذاشتمشون کف بالکن که خشکشون کنم تا شاید توی این بحران اقتصاد جهانی حداقل زمستون چیزی واسه خوردن داشته باشیم
فکر کنم بیش از دویست کیلو باشه .... تصور کن ! یه درخت و دویست کیلو میوه
حالا من توی این هشتاد سال عمرم مگه چقدر میوه داده ام !!؟
...
این دیگه از اسراره آقا