پاشو برو خونه تون

نمیدونم تو یکی دیگه از من چی میخوای ، الان دو هفته اس هر روز غروب که میام خونه میبینم اینجایی ، یه بار میری میشینی روی پرده یه بار رو ساعت یه بار رو قاب عکس من، دیروزم که زدی گلدونو شکوندی، میشه به من بگی چرا رفتی رو مانیتور من اون عمل قبیح رو انجام دادی؟ مگه امروز صبح با هم حرف نزدیم ؟ مگه قرار نشد بری دنبال زندگی خودت؟ اینکارا یعنی چی؟ چند بار بهت بگم پاشو برو خونه تون چند بار بگم من مامانت نیستم و اینجا هم خونه تو نیست خونه تو بالای درخته، بدون سقف و بدون در و بدون نرده و قفل .

هی اینقدر سرتو به من تکون نده و بقبقو نکن، حق داری این حرفهارو نفهمی آخه تو یه پرنده ایی، آفریده شده ای واسه پریدن و خوردن و رقصیدن و بال زدن و عشق بازی و ...

اصلا میدونی چیه تو تقصیری نداری خونه ای که در و پنجره نداشته باشه آخرش همین میشه دیگه ؛ میشه کفتر خونه ، اون از حیاط و اینم از داخل خونه که همه اش شده مال تو و رفقات .

اصلا بیا یه کاری کنیم ؛ اینجا مال تو من میرم بالای درخت

پرویز 15 می 2011