لیزل سگ شوی !

قدیما تو ایران رسم و رسومای خوبی بود مثلا یکیش رسم ختنه سرون بود، داد میزدن که آهای مردم شهر بدوین و بیایین که سر فلان فلانی رو بریدن ، کسی هم زیاد اهمیت نمیداد که این همه های و هوی واسه چیه ، مردم دلشون خوش بود و دنبال یه بهونه که دورهم جمع بشن و حال و حولی بکنن، یا مثلا همین مراسم چهارشنبه سوری و قاشق زنی که همه اش عشق و حال بود که الان شده مراسم جنگ خیابانی، یا هزارتا چیز دیگه که اینروزا مردم همه رو فراموش کرده اند و ... دور از جون شما روزمره گی هاشونو با روزمرگی هاشون قاتی کرده اند

ولی خوشبختانه اینور دنیا ، توی بلاد کفر! مردم خیلی از رسم و رسوماشونو هنوز حفظ کرده ان مثلا یکی ازاونا همین جشن "استقلال بچه ها" ست، یعنی وقتی که بچه هاشون تصمیم میگیرن که واسه خودشون مستقل بشن یا بقول ما ایرونی ها واسه خودشون آدمی بشن و دستشون به دهنشون برسه ، فامیل و دوستا دور هم جمع میشوند و جشن میگیرند

روز شنبه دختر یکی از دوستام واسه جشن استقلالش دعوتمان کرده بود برای صرف صبحانه، جای شما بسی خالی، این دختر بیست و یک ساله بسی ما را خوش بحالمان کرد ... من نمیدونم این بلا از کجا رفته بود خاویار ایرانی پیدا کرده بود و گذاشت جلو من و گفت : عمو این واسه شماست!... ای که من فدای اون معرفتت دختر ، معرفتت بخوره تو سر اونایی که میگن خارجیها بی مرام اند
این دختر نازنین بلاخره بعد از دو سه سال کار بی وقفه تونست واسه خودش یه آپارتمانی دست و پا کنه و با دوست پسرش یه زندگی مستقلی رو شروع کنن ، جالبه که بدونین " لیزل " کارش سگ شوییه ! بله سگ شویی ! و توی کارش خیلی هم موفقه... خب سگ میشوره دیگه، از مرده شویی که بهتره
به گفته خودش روزی بین بیست تا سی تا سگ میشوره

یادمه اونوقتا که سال آخر مدرسه بود یه روز ازم پرسید : عمووووو به نظرت چه کاری واسه من خوبه ؟ گفتمش عزیز دل عمووووووو، هر کاری که شادت بکنه! ، همین! این مهمترین چیزیه که باید در نظر بگیری
لیزل رفت دنبال کار سگ شویی
حالا واسه خودش دفتر و دستکی داره، توی شهرمان سه تا شعبه داره ، وب سایت داره ، آپارتمان داره ، اتومبیل داره ، دوست پسری که دوستش داره ... والا از شما چه پنهون در آمدش از منم بیشتره