لیزل سگ شوی !

قدیما تو ایران رسم های خوبی بود مثلا یکیش رسم ختنه سورون بود ، جار می زدند که آهای مردم شهر بدونین و بیایین که سر فلانِ فلانی رو بریدن! کسی هم براش زیاد اهمیت نداشت که اون همه های و هوی واسه چیه ، میرفتند و قاطی دیگرون میشدند وخوش میگذراندند یا مثلا همین مراسم چهارشنبه سوری و قاشق زنی که پر از مهربانی و صحنه های بیاد ماندنی بود که متاسفانه الان شده مراسم جنگ خیابانی ، یا هزارتا چیز دیگه که این روزها مردم یا همه رو فراموش کرده اند یا تبدیلش کرده اند به چیزی که خودشونم چندان ازش سر در نمیارن.
اینور دنیا هم بعضیها هنوز بعضی از رسوماتشون را حفظ کرده اند مثلا یکی از اونا جشن "استقلال بچه ها" ست ، یعنی وقتی که بچه هاشون به بلوغ قانونی می رسند و تصمیم میگیرن که مستقل شوند و بروند دنبال زندگی دلخواهشون و واسه خودشون آدمی بشن ، فامیل و دوستا دور هم جمع میشوند و جشن میگیرند.
اینجا بین جوانها اینکه خودت یه پولی با زحمت خودت در بیاری و به میل خودت خرج کنی خیلی مهمتر از اینست که پول پدر و مادر را داشته باشی و به میل اونها خرج کنی .

لیزل تصمیم گرفته بود که سگ شویی بکنه ، این دختر نازنین بالاخره بعد از دو سه سال کار بی وقفه تونسته واسه خودش یه آپارتمانی دست و پا کنه و با دوست پسرش یه زندگی مستقلی رو شروع کنن ، خیلی با هوش است خوب میدونه که خیلی ها سگ دارند ولی نه حوصله میکنن خودشون سگشونو بشویند و نه وقتشو دارند که ببرند جاهای مخصوص این کار ، یه ماشین خریده و با وسایل سگ شویی میره توی خونه های مردم و همونجا سگ ها رو میشویه و سشوار میکشه و پولشو میگیره.

چند سال پیش که پدرش دعوتم کرده بود به جشن استقلال دخترش ، لیزل ازم پرسید : عمووووو به نظرت چه کاری واسه من خوبه ؟ گفتم عزیز دلِ عمووووووو، هر کاری که شادت بکنه! همین!
هر کاری که شادت بکنه تو رو موفق میکنه .