انارها دلتنگ اند !


اینجا توی تهران خیلی خوش میگذره آدم حوصله اش سر نمیره .
صبح ها میریم تو خیابان شعار میدیم ، عصرا هم دور هم جمع میشیم و عرق خوری و جوک و خنده ، شبا هم میریم پشت بوم و الله اکبر میگیم ، میگیم خدا بزرگه ، داد میزنیم همه دنیا بدونن که خدا بزرگه !
پریروز هم رفتیم راهپیمایی ، واسه حقوق زنها ، ما اینجا بشدت طرفدار حقوق زنها شده ایم، اینجا همه طرفدار حقوق زنها هستند بخصوص مردها! توی راهپیمایی تعداد مردها بیشتر از زنها بود ، فکر کنم بیشتر زنها مشغول خرید یا پخت و پز بودند و نتونستن بیان !
سر در نمیارم چرا توی این کشور مثلا در اعتراضات روز زن مردها کتک می خورند یا روز کارگر دانشجوها بازداشت میشن یا اصلا من نوعی که نمیدونه قبله کدوم وری هست چرا میره "الله اکبر" میگه ، چرا هیچی جای خودش نیست ؟ خب زنها خودشون برن دنبال حقوقشون ، اونا اگه بخوان میتونن ، خوب هم میتونن ، زنها باهوشتر از این حرفان ، زن جماعت ذاتا سیاستمداره، قلق شناسه ، نمونه اش دوست من پاتریشیا ؛ این عکس را فرستاده ، زیرش نوشته : مای دییر پاریس ، انارها واست دلتنگ اند! 
عجب بلاییه! شاعرانه هم مینویسه ، منو "پاریس" صدا میکنه ، زبونش میگیره بنده خدا ، واسه اینکه منو تشویق کنه که زودتر برگردم رفته خونه ام و توی حیاط چرخی زده و یه عکس از انارها گرفته و زیرش هم نوشته : "اینا دارن از شدت دلتنگی واسه تو میترکن!!! " یه عکس هم از خود درخت انار گرفته و فرستاده ، که البته ده تا انار بیشتر توش نیس، لابد بقیه رو چیده بوده که ببره واسه مادرش .
منم واسش نوشتم که ؛ ولم کن! کار دارم ، تا این احمدی نژاد نره منم نمیام .
در جوابم نوشته : گور بابای آخمادی نجاد ، مردم خودشون آوردنش بذا خودشونم ببرنش ، تو چه کاره ای .
آلمانی تباره دیگه ، دیسیپلین داره ، میگه هر کسی مسئول کار خودشه .
واقعا هم اگه هر کسی مسئول کار خودش بود حتما وضعمون بهتر از اینا می بود ، مگه نه ؟