ترانه Paradise Alex Boye

انسان بی تقصیر و بی اراده به دنیا می آید
به غریزه خود زندگی را دوست دارد و در آغوش میگیرد
اما دنیایی که آدمها ساخته اند با بی رحمیِ تمام وی را پس میزند ...
از این پس همه ی تلاش وی نه برای لذت بردن از زندگی بلکه در منطبق کردن طبیعت خویش با قوانین ساختگی آدمها خلاصه میشود ...
انسان موجودی ست سرگردان و دردمند ، گرفتار در تضاد و تناقضاتِ بین طبیعت و جامعه !
-------------

بهشت  - Paradise

... وقتی دخترکی بیش نبود
دنیا را با آغوش پذیرفت
اما دنیا از او گریزان شد ، زان پس دخترک در خواب ، رویای بهشت را میدید
هر بار که چشمانش را میبست : ... آه ، بهشت ، بهشت
در شبی طوفانی ، زیر آسمانی طوفانی دراز کشیده و چشمانش را بسته و با خود گفت :
آه ... میدانم آفتاب طلوع خواهد کرد
-------------
این آهنگ را با لپ تاپ و پی سی شنیدن عین هدر دادن وقت است و محروم کردن خود از یک کار عظیم هنری ، این آهنگ را باید از یک سیستم شش بانده گوش کرد و با آن همصدا شد و رقصید ، تا احساسش را دریافت !