بگریزید بگریزید !




پس آنگاه که آرامش زمین را فرا گرفت

مردم گِرد جادوگر آمدند و الفضول پرسید :

ای پیر دانا با ما از "خطرناکترین جانور" سخن بگو. 

پس او سر برداشت و اطرافش را نگریست

سکوت همه را فرا گرفته بود

سپس ریشش را خاراند و با صدای ژرف گفت

براستی که خطرناک ترینِ جانوران ، آدم هایی اند که کمر به رستگاری دنیا بسته اند!

بگریزید

بگریزد

بگریزید

بگریزید از آنان که میخواهند شما و دنیا را رستگار کنند !