دختر خوانده - سیا

با دختر خوانده من آشنا بشید اسمش "سیا"ست

هیکل رو میبینی ، بگو ماشالله ... فقط یکماه و چند روزش است ولی عین شیر وایستاده
اللحساب تا حالا سه لنگه کفش و دو جفت جورابمو تیکه پاره کرده
روزا که میرم سر کار با خودم میبرمش و شبها برمیگردونم که مبادا در غیابم دست به چند جنایت دیگه بزنه
تا به امروز کلی چیز یاد گرفته ، یاد گرفته که رفع حاجتشو بره جای مخصوص و دست به ظرف غذای سگهای دیگه نزنه که حسابی پس گردنی میخوره شبها هم وقتی میخواد بخوابه بره تو جعبه خودش بخوابه ... واسه یه ماه کافیه دیگه مگه نه ؟
همینجوری که پیش بره تا شش ماهگی دیپلم معاشرت رو میگیره ، منم تا اونروز نه جوراب میپوشم و نه واسه خودم دمپایی میخرم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.