آتیل ماتیل

زیاد علاقه به سفره هفت سین و هفت شین و هفت میم و هفت چین ندارم ، در کل با هیچ آداب و رسومی نتونسته ام کنار بیام از عید نوروز هم فقط عیدی گرفتنشو دوست داشتم حالام هر چی که تشریفات داره و تشریفاتشم به بخور و بخور مربوط میشه زیاد به دلم نمیشینه ، تشریفات چشم هم چشمی میاره ، بعضی ها بیشتر دارن بیشتر پز میدن ، بعضی ها کم دارن و بعضی هام اصلا ندارن ، ولی آب بازی و آتیش بازی را هستم آب و آتیش فقیر و غنی نمیشناسه و هر دو رو به یک اندازه شاد میکنه ! بین آجیل مشگل گشا و آتیش بخت گشا هم آتیشو بیشتر دوست دارم چون آدم اگه بختش واشه همه گره هاش وا میشه ولی آجیل هیج جای آدمو وا نمیکنه الا یه جا اونم اگه انجیر و باسلوق تو آجیلت باشه !
جدم معتقد بود که روز چهارشنبه روز نحسی است و شیاطین به خونه و زندگی آدم رخنه میکنند و غم و اندوه با خود میآورند از این رو معتقد بود که چهارشنبه ها را باید به میگساری پرداخت  وغم و اندوه را از دل بیرون کرد ، گویا میگساری هم میکرد ، هم قبل از منبر و هم بعد از منبر!
اونوروزا میگفتند آتیش شب چهارشنبه سوری باید بزرگ باشه و حتما تا طلوع آفتاب روشن بمونه ، میگفتند نباید از روی آتش پرید ، نمیدانم چرا شاید برای اینکه قدیما آتش چیز مقدسی بود ولی همه اهل محل و برو بچه ها میپریدند و ما نیز.
صبح که میشد ، آفتاب که طلوع میکرد مردم از ریز و درشت با کوزه ایی در دست کنار رودخانه شهر دور هم جمع میشدند و کوزه ها را به زمین میزدند و میشکستند که کهنگی را شکسته باشند ، به سر و صورت هم آب میپاشیدند که طراوت و تازگی را به هم هدیه داده باشند ... شاد و خندان .
اینروزا کمتر کسی به  علت وجودی باورها و سنتها اهمیت میده و کمتر کسی از اونا اطلاع داره اینروزا مراسم سنتی چیزیه شبیه یک تکلیف و انجام وظیفه که البته اونم درست و کامل اجرا نمیشه بخاطر همینم همسو با سلیقه و امکانات هرکسی به هر شکل و مدلی در میاد ، مدل فعلی اش چیزی فراتر از یک پارتی مدل غربی نیست !