تخم خربزه

چند وقت پیش یکی از دوستانم که مثل خودم خیلی رمانتیک است آمده بود دیدنم و با خودش دو تا خربزه آورده بود که یکیشو بشینیم دو تایی با هم بخوریم و اون یکی رو هم باز دو تایی با هم بخوریم... که خوردیم!
یادمه بچگی هام این مدل خربزه که گرد و سفید است تازه وارد بازار شده بود و بقول امروزی ها بازار خربزه را ترکونده بود و اسم هم نداشت و همشهریهای ما هم که توی اسم گذاری مهارت فوق العاده ایی دارند و چپ و راست به این و اون اسم میذارن اسمشو فی البداهه گذاشته بودند "آق قوهون" یعنی خربزه سفید – خیلی سخت بوده مگه نه!؟
ولی این خربزه اونقدر تیز و شیرین بود که نمیشد در حد خربزه های دیگه مثلا دو سه تاشو یه جا خورد ، سر و صورت آدم تاول میزد و همین بود که بعد از مدتی از رونق افتاد و بازارش راکد شد، تا که نمیدونم چه بلایی سرش آوردند یا طبیعت چه بلایی سرش آورد که از شیرینی و تیزی افتاد و اواخر هم که ارومیه بودم مزه خاصی نداشت کاه ولی حالا هر وقت از اینا میخورم کلی یاد ولایت میکنم – گفتم که رفیقم خیلی رمانیتک است،احساسات حالیشه!
اونروز تخمهای خربزه را جمع کردم و چند جا و به چند مدل با تکنیکهای مختلف مراقبت کردم تا جوانه زدند و چندین جا کاشتمشون ، توی گلدون، توی باغچه و ...
امروز که از فرط بیکاری داشتم سوراخ سمبه های پنهانی حیاط را پاکسازی میکردم پشت اجاق و لای هیزم ها چشمم افتاد به ظرف کوچک پلاستیکی که اصلا یادم رفته بود کجا گذاشته بودم اش و کی گم اش کرده بودم ، وقتی بازش کردم دیدم آب بارون رفته توی جعبه و تقریبا همه تخم ها جوانه زده اند ، بقدری حیرت زده و خوشحال شدم که خواستم به دوستم زنگ بزنم ولی بعد پشیمون شدم و با خودم گفتم که خوب نیست روز تعطیلی مزاحمش بشم ممکنه طفلی نگران سلامتیم بشه و تعطیلاتشو به هم بزنه ...
حالا که کمی هیجانم خوابیده رفته ام توی فکر که با این جوانه ها چکار بکنم ، دیگه جای خالی توی باغچه ندارم، دلم هم نمیاد که تخمها را دور بریزم نگاهشون که میکنم حس میکنم موجودات زنده ایی هستند که دارند نفس میکشند و رشد میکنند ... یعنی که دیگه واسه سقط جنین هم خیلی دیر شده!
تنها چیزی که به فکرم میرسه اینه که فردا بپرم خونه همسایه و بکارمشون توی باغچه اونا ...
فقط امیدوارم پس فردا روزنامه ها ننویسند : مردی در حین کاشتن تخم خربزه دستگیر شد! 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.