هویت سبز ملی

آدم از کجا میفهمه که اهل کجاست ، اهل کدوم خاک و اهل کدوم دل ...
منم یه وقتی مثل خیلی ها فکر میکردم چیزهایی که آدم دوست دارد برای همیشه با آدم میمانند ولی گویا زمان بی آنکه احساس کنی نرم نرمک همه چیز را تغییر میدهد... زمان در سکوت حرکت میکند ، وقتی که خاموشی وقتیکه در فراموشی ، زمان کار خودش را میکند!
تا روزی که گهگاه از دیگران Where are u from را میشنیدم هنوز میتونستم احساس کنم و باور داشته باشم که متعلق به جای دیگری هستم ، بدم هم نمیومد که ازم بپرسند که کجایی ام ، جایی که خب دوستش داشتم و میتونستم با هیجان در موردش حرف بزنم اما مدتی است که حس میکنم خیلی وقت است که کسی اینو از من نپرسیده ، دیگه کسی از من نمیپرسه که کجایی هستم ، پس لابد فکر میکنند اینجایی ام دیگه ...خیلی وقت است خاطراتم همه افریقایی شده اند ، احساسات وافکارم هم مال اینجا شده اند ، آدمهایی که میشناسم آدمهایی که به حرفهایشان گوش میکنم، به حرفهایم گوش میکنند، دیگه خیلی وقت است کسی پشت تلفن سلام فارسی نداده ، دیگه توی دفتر تلفنم تقریبا هیچ اسم ایرانی نیست ، دور و برم هم همینطور ، فارسی ام هم خراب شده ، یه وقتایی هم گویا قاتی پاتی مینویسم ...
امشب از خودم پرسیدم بالاخره من کجایی ام ، مردم من کدام مردم اند !؟
با اینکه تا حالا رغبتی نداشتم ملیت یا هویت ملی و جغرافیایی ام را تغییر بدم ولی به خودم میگم شاید دیگه وقتشه ... آره شاید فردا یه ایمیل بزنم به "هومآفرس" و بگم : آقا بنده بالاخره افتخار میدم که "گرین آیدی" (شناسنامه سبز) شما را داشته باشم!...
وه ، چه شادمان بشود دولت افریقای جنوبی !
....
شاعر میگه : بیهوده چسب بر باد مده ، به آنی بچسب که چسبید ترا  ...