احمقها و احمقترها !


...
- احمق که احمق است ، ولی احمقتر دیگه کیه ؟
- احمق اونی است که حرف احمقانه میزنه، احمقتر کسی است که برای رد کردن حرف آدمِ احمق یه دلیل احمقانه ی دیگه میاره، این همون احمقتر از احمق است ! 
- مثلا ؟
- مثلا احمق کسی است که میگه " لیلا حاتمی " با یه بوسه ی دو ثانیه ایی آبرویمان را برد ، احمقانه نیست!؟
- چرا هست ! آبرویی که با یه ماچ و بوسه بره همون بهتر که بره ، خیلی احمقانه است ، حالا احمقتر کیه ؟
- احمقتر کسیه که با پرسش احمقانه اش مثلا داره دلیل میاره و میپرسه که : چرا وقتی لیلا یه پیرمرد بازنشسته را میبوسه بد میشه ولی وقتی ریس جمهور مان یه زنِ شوهر مرده را بغل میکنه بد نمیشه !؟ 
...
یعنی این آقای "ژیل ژاکوب" به فرض اگه هشتاد و سه سالش نبود و مثلا یه مرد خوش تیپ چهل ساله بود، اونوقت استدلال اینا چه شکلی میشد !؟ این احمقترا خودبخود می رفتن تو صف احمقا و پر و پاچه لیلا را میگرفتن که مثلا چرا نتونسته جلو احساساتِ جنسی اش را بگیره و یه مرد خوش تیپ را بوسیده ! این احمقترها بجای اینکه از کار رئیس جمهورمون که اگه توی همه ی عمرش یه کار ثواب کرده باشه همان دلداری یک خانم شوهر مرده بوده حمایت کنند ، همین کار نیک را چماق میکنن و میزنن تو سر احمقها!

عمیق تر که نگاه کنی میبینی در دراز مدت احمقترها میتونن از احمقها خطرناکتر شوند.