رابین ویلیامز

رابین ویلیامز را اولین بار توی کلیپِ " Don't Worry be Happy""مک فرین" دیدم، انگار که خودمو دیده باشم!
وقتی که شنیدم روبین مُرد ، هم دلم گرفتم و هم شاد شدم ، نه از رفتنش از چگونه رفتنش.
من و روبین خیلی شبیه هم هستیم ، جهان بینی مون، نگاهامون، رفتارامون و از همه بیشتر لبخندامون، آره لبخندامون! اینو یکی که خیلی ازم دور شده بود و دلش واسم تنگ میشد گفت، گفت : عین هم میخندین! بعد خیلی و خیلی های دیگه هم اینو گفتن.
به باور اگه میخوای همزادتو پیدا کنی ببین کی مثل تو میخنده!
هر چه بیشتر به روبین نگاه کردم و بیشتر بهش فکر کردم دیدم آره خیلی شبیه همیم ، رفتاراش تو فیلم "صبح بخیر ویتنام" (که ما آدما بیشتر نیازمند تبسم ایم تا درک حقیقت)  گفته هاش در فیلم " مرگ دوباره"( که عشق و مرگ همزاد هم اند)  تا فیلم "خانم دابت فایر" (که میتوان همه چیز را فدای ثبات زندگی کرد)  این فیلمو وقتی خواهر زاده هام هفت هشت ده سالشون بود نشونشون دادم ، کلی خندیدند ، امروز هم که بزرگ شده اند بازم دوست دارند ببینند و بخندند و بازم لذت میبرند که یک پدر قبل از همه چیز یعنی یک رفیق که واسه خاطرِ تو قید همه چی رو میزنه ... راستی یادم نره که بگم واسه چی از چگونه مردنِ روبین شاد شدم ؛ منم از جنس همین آدمام که میدونن و میتونم وقتی که حس کردن عمرشون به سر اومده خودشون دوشاخه شونو از پریز میکشن. اینایی که حال و حوصله منت کشی عزرائیل و "تورو بخدا بذا دو روز دیگه هم نفس بکشم" را ندارند ولی تا زنده اند بقول بابی مک فرین:

 Don’t Worry Be Happy